می دونم امسال تولد ندارم
روز تولدم شاید یکی از روزای مراسم عذاداریم باشه
این ۲روزه داغون شدم داغونتر از همیشه
*علیم عاشقانه دوست دارم*
.آسمونت همیشه پر ستاره باشه ستاره ی شبای ابریم

منو ببخش که تو رو بازی ندادم
منو ببخش که دورنگیو بلد نیستمو سادم
منو ببخش که همه زندگیمو پای تو دادم
آخه دردو بلات بخوره بجونم
بیا که قدر تو رو می دونم
اگه بری من یه دیوونم بیا که قدر تو رو می دونم

خودکشی گناه نیست
نمی دونم عاشق چیت شدم شاید یه عادته ولی من بین این همه فقط تو رو دوست دارم چطور می تونم فراموشت کنم؟
عاشق و مجنونت شدم
ناخوانده مهمونت شدم
کلي پريشونت شدم
اما بازم نيومدي
قهوه فنجونت شدم
شمعه تو شمعدونت شدم
خاکه تو گلدونت شدم
اما بازم نيومدي
برفه زمستونت شدم
رسوا و حيرونت شدم
چيک چيکه ناودونت شدم
اما بازم نيومدي
آفتاب و بارونت شدم
اشکاي لرزونت شدم
عطره گلابدونت شدم
اما بازم نيومدي
ماهه تو ايونت شدم
خراب و ويرونت شدم
گله گلستونت شدم
اما بازم نيومدي
سه ماه تابستونت شدم
الوند و کارونت شدم
دشتاي ايرونت شدم
اما بازم نيومدي
دنا و هامونت شدم
نزديکتر از جونت شدم
رگت شدم خونت شدم
اما بازم نيومدي
خادم و دربونت شدم
اسيره زندونت شدم
گلابه کاشونت شدم
اما بازم نيومدي
يه جوري مديونت شدم سنگه خيابونت شدم
راهيه ميدونت شدم
اما بازم نيومدي
تو سختي آسونت شدم
تو دردا درمونت شدم
ناجيه پنهونت شدم
اما بازم نيومدي
لباس و سامونت شدم
سارقه ايمونت شدم
چشماي گريونت شدم
اما بازم نيومدي
لباي خندونت شدم
گشنه شدي نونت شدم
آبه فراونت شدم
اما بازم نيومدي
هميشه ممنونت شدم
من ني چوپونت شدم
آب تو بيابونت شدم
اما بازم نيومدي
شعرايه ارزونت شدم
عمري غزل خونت شدم
تسليمه قانونت شدم
اما بازم نيومدي
گشنه مژگونت شدم
هلاکه چشمونت شدم
رفتم و قربونت شدم
اما بازم نيومدي...
همون بهتر که بشماری ستاره
همون بهتر که چشمات وا بمونه
که ماه غصه اش نشه تنها بيداره
لا لا لا لا نخواب باز هم سفر رفت
نميدونم به کارون يا خزر رفت
فقط دردم اينه مثل هميشه بدون اطلاع و بی خبر رفت
لا لا لا لا نخواب ميدونه جنگه
دست هر کی ميبينی يه تفنگه
يه عمره دور چشماش گشتم اما نفهميدم که اون چشما چه رنگه
لا لا لا لا نخواب زندونه دنيا سر ناسازگاری داره با ما
بشين باز هم دعا کن واسه اون که ما رو اينجا گذاشت تنهای تنها
لا لا لا لا نخواب اون راه دوره خدا ميدونه که حالش چه جوره
توی خلوت ميگم اينجا کسی نيست خداييش که دلم خيلی صبوره
لا لا لا لا نخواب تيره است چراغم مثل اتشقشان ميمونه داغم
به جون گلدونا کم غصه ای نيست
هزار شب شد هزار شب شد نيومد باز سراغم
لا لا لا لا نخواب خواب که دوا نيست
دل ديوونه داشتن که خطا نيست
ميگن دست از سرش بردار نميشه اخه عاشق شدن که دست ما نيست
لا لا لا لا نخواب تنها ميمونم کاش اون قدر چشماتو بدونم
چرا چشمات پر خشم عزيزم مگه من مثل اون نامهربونم
لا لا لا لا نخواب ماه رو نگاه کن
من اسفند رو ميارم تو دعا کن
بگو برگرده پيش ما بمونه کتاب حافظ رو بردار و وا کن
لا لا لا لا نخواب سرما تو راهه هميشه عمر خوشبختی کوتاهه
ميگن با يه فرشته اونو ديدن دروغه جون دريا اشتباهه
لا لا لا لا نخواب تلخ جدايی کمر خم ميشه زير بی وفايی
تو بيدار باش همه تو خواب نازن برای کی بخونم پس لالايی
لا لا لا لا نخواب تنهايی زرده اگه طولانی شه مثل يه درده اگه چشم انتظار باشی که
هيچی دروغ ميگی به دل که بر ميگرده
لا لا لا لا نخواب اشکت زلاله مثل بارون پای نخل وصاله
من و تو هم شب و هم قلب و کشتيم ولی اون چی ؟ چقدر اون بی خياله
لا لا لا لا نخواب دنيا خسيسه واسه کم ادمی خوب مينويسه
يکی لبهاش تو خوابم غرق خنده است يکی پلکاش تو خوابم خيسه خيسه
لا لا لا لا نخواب عاشق يه سيبه هميشه سرخ و تب دار و غريبه
تا اون بالاست رسيده است اما تنهاست پايين هم که بيوفته بی نصيبه
لا لا لا لا نخواب اينجا سياهی پر اما تو تنگه قصه ماهی
اونی که ما ها رو بيدار نگه داشت الهی خواب باشه حالا الهی
لا لا لا لا نخواب تا اون بخوابه بشين انقدر تا که خورشيد بتابه
زمونی که يقين کردم بيدار شد بخواب با ياد عکسی که تو يه قابه
لا لا لا لا بخواب بيدار حالا ديگه بايد بخوابی پس لالالا بخواب
ديگه تو ميتونی بخوابی
ببين خورشيد اومد بالای بالا
لا لا لا لا اين هم بود سرنوشتم
اين از امروزم و اين از گذشتم
نميخوابم تا تو برگردی يک روز
منم خواب رو واسه اون روز گذاشتم
نميخوابم تا تو برگردی يک روز
منم خواب رو واسه اون روز گذاشتم
به خدا
یا تو یا هیچ کس دیگه به خدا
خدام خودش می دونه نمی خوام
من تو رو می خوام اونارو نمی خوام
نفسم تویی هوارو نمی خوام
خردادو اردیبهشتو نمی خوام
بی تو من این سرنوشتو نمی خوام
یکی پرسید اگه آخرش نشه
حتی این خیال زشتو نمی خوام
منو باش شعرو نوشتم واسه کی تویی که گفتی شما رو نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

شعرای ارزونت شدم
عمری غزل خونت شدم
تسلیم قانونت شدم
اما بازم نیومدی...

رسوای تو مریم
خدایا سلام؛
همیشه دو ست داشتم همیشه از تو نیازامو خواستم
خدایا من هر کاری کردم تا تو به من نگاه کنی دل هیچکیو نشکوندم تا تونستم به همه کمک کردم
اما تو حتی یه نیم نگاهم به من نکردی
خدایا خسته شدم
خسته شدم از بس التماس کردمو تو نا دیده گرفتی
پس اون خدایی که همه می گن کجاس؟
خدایا بهت التماس می کنم من دیگه صبر ندارم کمکم کن.

شایدم نمی فهمی درجه ی عشق من به کجا رسیده
شایدم برات مثه یه بازیه که می خوای برندش به هر قیمتی تو باشی
هیچیو نمی دونم گلم
نمی دونم با کدوم شعر و ترانه بهت بفهمونم بابا این مریمه چه خوب چه بد چه بچه چه بزرگ عاشق شده
اما تو فقط براش یه دوستی
من فقط تشنه ی صدا و دستاتم این خواسته ی زیادیه
شاید برای تو که عاشق نبودی
دادنه این خواسته ها مرگه
همینه دیگه نمی فهمی چی می گم مثله خیلی چیزایی که نفهمیدی
برای تو همه ی فصلا قشنگه اما من چی تا حالا هیچ فصلیت مثله من نبوده
تو برای من شب و روز نذاشتی
حق داری نفهمی
چون تو تا حالا با چشم خیس منتظره کسی نبودی
کاش حداقل یکیشو می فهمیدی

قند تو دلت آب می شه از نبودن این مریمه
تازه همونم که می خوای ، بدون زنگ و صحبتی
این آخرین حرف منه ، دلم خوشه که راحتی
مزاحم همیشگیت تاریخ مرداد می زنه
اما زمان هیچه براش ، فقط داره داد می زنه
داد می زنه ای آدما ، مسافرای زندگی
از این به بعد به من بگید ، مزاحم همیشگی

رفیقان یک به یک رفتند
مرا با خود رها کردند
همه خود درد من بودند
گمان کردم که
همدردند
بگذشتمو بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیک عقب سرنگران واگذشتیمو گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمانی و دگران وای به حال دگران
وای به حال دگران
چشم من بیا منو یاری بکن گونه هام خشکیده تو کاری بکن

آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همینحاست بخند
دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
آدمک خر نشوی گریه کنی
کل دنیا سراب است بخند 
آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخند...
طعم تلخ واقعیت 
بذار یواش شروع کنم ، سلام گلم ، هم نفسم
آرزوهام راضی شدن ، دیگه بهت نمی رسم
گفتم چیا گفتی بهم ، گفتی که اینده داری
دنیا همش عاشقی نیست ، گریه داری ، خنده داری
گفتم که گفتی من باشم به لحظه هات نمی رسی
به قول دل شاید دلت گرو باشه پیش کسی
خلاصه گفتم که چشات قصد رسیدن نداره
رؤیاها کاله و دسات خیال چیدن نداره
گفتم که گفتی زندگی ت غصه داره ، سفر داره
هم واسه من هم واسه تو با هم بودن خطر داره

گفتم تو گفتی رؤیاها مال شبای شاعراس
شهامتو کسی داره که شاعر مسافراس
مسافرا اون آدمان که با حقیقت می مونن
تلخیاشو خوب می چشن ، غصه هاشو خوب می دونن
گفتم فقط می خوای واست یه حس محترم باشم
عاشقیمو قایم کنم ، تو طالع تو کم باشم
گفتم که گفتی ما دو تا بهدرد هم نمی خوریم
ولی یه جا مثل همیم ، هر دومون از قصه پریم
گفتیم تو گفتی می تونیم یادی کنیم از همدیگه
اما کسی به اون یکی لیلی و مجنون نمی گه
گفتم تو گفتی سهممون از زندگی جدا جداس
حرف تو رو چشم منه ، اما اینام دست خداس
هر چی که تو گفته بودی ، گفتم به دل بی کم و بیش
حال خودم ؟ نه راه پس مونده برام نه راه پیش
این حرفای خودت بوده ، از من دیوونه تر دیدی ؟
اصلا نگفتم اینا رو خودت دیدی یا شنیدی
دلم که حرفاتو شنید ، اول که باورش نشد
ولینه ، بهتره بگم ، نفهمیدش ، سرش نشد
یه جوری مات و غمزده ، فقط به دورا خیره شد
زنگ ازرخش نه ، نپرید ، شکست و مرد و تیره شد
بلور رویا هام ولی چکید ، مث خواب تگرگ
آرزوهام از هم پاشید ، رسید ته کوچه ی مرگ
راستش ازم چیزی نموند ، به جز همین جسم ظریف
خوب می دونی چی می کشه غریب تو خونه ی حریف
نگی چرا نوشته هام لطیف و عاشقونه نیست
رؤیا و آرزوم که هیچ ، حتی دل دیوونه نیست
زیبا باید تنهایی من این نامه روسیا کنم
رسم گذشتهها می گه باید به تو نگا کنم
حرفاتو گفتم به خودت ، ببینی راستی تو زدی
اصلا توی ذات تو هست ، یه همچی چیزی بلدی ؟
اگر تو بیداری بودی ، بشین میادش خبرم
اگر نگفتی بنویس ، من می خوام از خواب بپرم
دوست دارم چه توی خواب ، چه توی مرگ و بیداری
فدای یک تار موهات ، که تو من و دوس نداری
مواظب آدما باش ، زندگی گرگه زیبا جون
خدای رویای منم ، هنوز بزرگه زیبا جون
دوشنبه ی پر از غم یه ظهر گرم مردادی
با اون چشای روشنت چه کاری دست من دادی
اگر به زور روزگار از زندگیت میرم کنار
میرم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار
یاور همیشه مومن
تو برو سفر سلامت
غم من مخور که دوریت
واسه من شده یه عادت

هر کسی هم نفسم شد / دست آخر قفسم شد
منه ساده به خیالم که / همه کارو کسم شد
اون که عاشقانه خندید / خنده های منو دزدید
پشت پلک مهربونی / خواب یک توطءه میدید

وقتی با تو بودم...
وقتی با تو بودم حس می کردم هیچ غمی ندارم
وقتی دستتو می نداختی دور گردنم فک می کردم دوسم داری قافل ازین که از قصه ی چشات با خبر باشمو بدونم که هدفت چیه
اما حالا که نیستی حالا که دیدی به هدفت نمی رسیو ترکم کردی
حالا که فهمیدم بازیچه بودم انگار دنیا رو سرم خراب شده نبودنت یه درده و فهمیدن این که منو واسه ی چی می خواستی یه درده بدتر
ولی من این دردو به دوش می کشمو میرم بدون اینکه به پشت سرم نگاه کنمو تو رو دوباره ببینم.
ولی همیشه دوست دارم
دوست دارم دوست دارم دوست دارم
دیوونه ی عکس چشات مریم


